باز کن پنجره ها را که نسیم
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد
و بهار
روی هر شاخه کنار هر برگ
شمع روشن کرده است
همه چلچله ها
برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده است
و درخت گیلاس
هدیه جشن اقاقی ها را
گل به دامن کرده ست
باز کن پنجره ها را ای دوست
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت
برگ ها پژمردند
تشنگی با جگر خاک چه کرد
هیچ یادت هست
توی
تاریکی شب های بلند
سیلی سرما با تاک چه کرد
با سرو سینه گلهای سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد
هیچ یادت هست
حالیا معجزه باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمنزار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد
خاک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی
تو چرا اینهمه دلتنگ شدی
باز کن پنجره ها را
و بهاران را
باور کن
فریدون مشیری












به نام خدا
سلام
آب زنید راه را, مژده دهید باغ را, بوی بهار می رسد...بوی بهار می رسد
وقتی حرف از خونه تکونی میشه همه ناخودآگاه یاد شستن و پاک کردن و گرفتن گرد و غبار و نو کردن
اسباب و اثاثیه خونه و محل کارمون میفتیم.
خب درسته اینکار یه رسم و سنت قدیمیه و نسل به نسل گشته و رسیده به اینجا ولی...
پشت هر رسم و رسوم و آئینی معمولا حکمت و مصلحتی هست که باعث ثبت اون آئین توی دفتر ملتها شده.
خب...
چرا نزدیک فصل بهار خونه تکونی میشه از اهم کارامون؟!
از نظر من بهار با اومدنش هوای لطیف سرسبزی و خرمی
نشاط و گردش و روزهای بلند و طبیعت زیبارو میاره و مارو به یه شروع دوباره و رویش مجدد دعوت میکنه.
سرسبزی و آغاز و رویشی که روزها و شبهای سرد و تاریک زمستون تقریبا غیر ممکنش میکرد.
بهار با خودش واسمون پیامی رو به همراه میاره که انگیزه و نشاط دوباره پیدا میکنیم برای تازه شدن.
خونه تکونی دم عید حکمتش همین الگو گرفتن از فصل زیبای بهار هست.












حالا خونه تکونیه دل چرا؟!
من میگم تا دل پاک و با صفا و بی گرد و غبار و تمیز نشه هیچ انگیزه ای برای نو شدن و نو کردن نداره.
مگه با یه دل پر کینه و پر از حسادت میشه از زیباییهای طبیعت لذت برد؟!
مگه با بستن درهای دل به روی عزیزان و دوستان میشه شاد بود؟!
مگه میشه دلت شاد باشه وقتی گرفتاری و ناراحتی کسی رو ببینی و بیخیالش بشی؟!
مگه با قهر و ناراحتی و دلخوری میشه به استقبال زیباترین فصل سال رفت؟!
میشه لذت برد؟! میشه از ته دل خندید؟! میشه شاد بود؟!
.....
اینه که خونه تکونی دل از خونه تکونی دم عید هممون واجبتر میشه و میاد توی اولویت اول!
هیچکس به جز خودمون نمیتونه واسه این خونه تکونی پا پیش بگذاره! هیچکس...
خیلی سخت نیستا...
ببخشید...
اشتباه کردم...
برداشتم غلط بود...
متوجه نبودم اگرنه....
حلالم کن...
جبران میکنم...
شاید با این کلمات خیلی راحت بشه خونه تکونی دل رو شروع کرد...
گفتم شاید چون میدونم خونه تکونیها هر کدوم سبک و روش خودشو داره!
خدایا در ابتدای سال جدید کمکمون کن تا خونه ی دلمون رو پاک پاک کنیم و منتظر
مهمان عزیزی چون تو بشیم.الهی آمین
یا مقلب القلوب و الابصار
یا مدبر اللیل و النهار
یا محول الحول والاحوال
حول حالنا الی احسن الحال